أبو الحسن الشعراني

355

پژوهش هاى قرآنى علامه شعرانى در تفاسير مجمع البيان، روح الجنان و منهج الصادقين (فارسى)

نه واجب . پس نمىتوان مغرور شد و توبه را به تأخير انداخت ، چنان‌كه سه نفر هفده روز كشيد تا توبه پذيرفته گشت و اگر بيش از هفده روز درگذشته بودند ، با توبهء قبول نشده هالك بودند . « 1 » وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ . « 2 » مؤلف : أي خالطوهنّ من العشرة التي هي المصاحبة بما أمركم اللّه به من أداء حقوقهنّ التي هي النصفة في القسم و النفقه . علّامه شعرانى : و يستدلّ بهذا على شرائط النفقه و حدودها على ما فصّله الفقهاء و كيفيّة اللباس و المسكن مناسبا لشأن المرأة و غير ذلك . « 3 » وَ كَيْفَ تَأْخُذُونَهُ وَ قَدْ أَفْضى بَعْضُكُمْ إِلى بَعْضٍ وَ أَخَذْنَ مِنْكُمْ مِيثاقاً غَلِيظاً . « 4 » مؤلف : در آيه دلالت است بر عدم تقدير مهر ، بلكه آن به حسب تراضى طرفين است و لهذا در وقتى كه عمر بر بالاى منبر رفت و از مغالات در صداق منع كرد زنى برخاست و گفت : « اتمنعنا ما جعله اللّه لنا » ؟ ؛ آيا ما را منع مىكنى از آنچه حق‌تعالى از براى ما مقرّر كرده و زمام اختيار آن به دست ما داده ؟ و بعد از آن اين آيه تلاوت كرد . عمر گفت : « كلّ أفقه من عمر حتّى النساء » ، پس از رأى خود عدول كرد . علّامه شعرانى : اگر گويى : سيّد مرتضى رحمه اللّه « 5 » نيز از مغالات مهر منع كرده و صداق بيش از پانصد درهم را تجويز نفرمود ، پس چرا شيعه بر عمر طعن مىزند و بر سيّد مرتضى رحمه اللّه طعن نمىزنند ؟ در جواب گوييم : اين دو با يكديگر فرق دارد ؛ زيرا

--> ( 1 ) . منهج الصادقين ، ج 2 ، ص 461 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) آيهء 19 . ( 3 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 24 . ( 4 ) . نساء ( 4 ) آيهء 21 . ( 5 ) . الانتصار ، ص 292 ، كتاب النكاح ، مسئلهء 164 .